-
قبله عشق
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1389 20:02
بارون عشقم شدی ای یار من,,,مونس قلب و دل غمخوار من من ندارم طاقت دوری عزیزم ,,, با تو گشته ارغوان رویای من در فراق شهر تو تنها شدم ,,, من ز موج عشق تو احیا شدم جا نماز عشق من مژگان تو ,,, قبله گاه عشق من چشمان تو کس نداند حال من بی تو چه حال است ,,, کس نداند یار تو بی تو چه خوار است گر بیائی جان من جانان من ,,, سر نهم...
-
باران
چهارشنبه 9 بهمنماه سال 1387 21:10
به گل گفتم ز دل پریشان و نالان زگلبرگ شنیدم زبهار همیشه گریان هم سفر با غرش وتندر ابرهای سیاه شنیدم سلام عشق ز اشک لرزان باران ستایش باغ دلم به باران چه زیباست چکیدن قطرات باران زگلبرگ قلبم چه گیراست روزگارانی اسیر برف و بوران جدائیت بودم سر اغاز پیوند تو باران به قلبم چه دیباست خواهم به چشم ارغوانت سفری کنم به خط...
-
باران
چهارشنبه 9 بهمنماه سال 1387 21:09
چه زیبا و قشنگ است. سوار بر اسب خوش یال و سفید امید / مدام گل های ارزو رو چیدن چه گیرا و دل چسب است ملاقات دو گل بارون زده ی خیس عاشق به زیر رگبار باران . نه شکوه ای نه گلایه ای نه نومیدی / رخنه ای در دل ها ندارد. در مرام پاک یاران . چه زیبا و ترسناک است / آبشاران . که همچو مجنون به لیلی پاکی و زلالیش سرازیر است و بی...
-
فدای یار
چهارشنبه 20 آذرماه سال 1387 23:10
ز بهر عاشقی دل سپردن خطا نیست ز بهر دل دادگی جدا شدن روا نیست به که گویم ز چه گویم زین کهنه کلام ز بهر تو ای یار , ز جان دادن ابا نیست مستی چشمان زیبای یار را بها نیست دوری یار زیبا رو را دوا نیست به ساقر کشان جام لم یزل قسم نبود برق زیبای چشمانت مرا شفا نیست سیاهی خال گونه ات چه زیباست ناز و کرشمه ات بسان دیباست اشک...
-
شکوه
چهارشنبه 20 آذرماه سال 1387 22:59
خدایا گر به آغوش عشق پناه آوردن گناه است پس گناه کردن دل عاشقان را پناه است گر لب بر لب یار دوختن گناه است پس ببندم لب بر لب یار که خرسندیم را پناه است گر گم شدن در زلف پریشان یار حرام است پس روم اندرون موی پریشان یار , چونکه کرام است گر چشم دوختن به ابروی کمان یار حرام است پس بهر چه آفریدی لابد ز بهر ما حرام است...
-
وصف وصال در فراق یار
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 20:15
هیچ وقت یارای گفتن کلمات درهم ریخته ی دلم را به تو نخواهم دا شت. که برق نگاه جادوئیت دل به زیر خروارها خاک نشسته ام را چطور بیرون کشید. و گلستانی از گلهای پریشان به قلبم بخشید. هیچ وقت به تو نخواهم گفت , که با دل من چه کردی. کاری کردی تا به وسعت گیتی تو را عاشقانه دوست داشته باشم. هیچ وقت به تو نخواهم گفت , بی وفایی ,...
-
تمنا
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 20:05
من اسیر غم عشقم , عشق خواهان دل تو تو نوای خوش قلبم , قلب سودای سر تو من شبیه گلی بی رنگ , تشنه ی شبنم رخ تو تو بسان گل میخک , من به قربان لب تو من صدای مرگ لبخند ,تو شبهای سرد مرده تو صدای خوش خنده , تو شبهای سرسپرده من سوار اسب غصه , با دل خون چکیده تو سوار ابر باران , از آسمون چکیده من مانده از مشق عشق, رانده از...
-
وصف یار
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 20:03
با تو لبخند زنم در شب تارم در تو سرمست شوم ای گل بهارم بی تو برباد رود , هر چه که دارم با تو سرشاد شود , دل بی یارم از عشق تو هر چه گویم به زبانم نیارد وصف تو گفته بر لبانم گر سخن عشق می داشت خریدار تا قیامت شرح تو بود گرد دهانم سوار بر اسب تازی محبت هم کلام با اسب عاری از محنت به هر سو میتازم با شمشیر دو سر تا بکشم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 آبانماه سال 1387 21:42
-
بازگشت امید
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1387 23:09
هرچه به این دنیای بی سر و ته نامعلوم می نگرم,نمی بینم چیزی جز غم و اندوه.غصه ای که در جشن و شادی آدمیان به قلبم چنگ می زند.ذهن فقیرم هر چه آرزو و رویاست, حقیر می پندارد.هر چه پیش میروم از پسم دور می شوم. و هر چه پس میروم از پیشم دور و دورتر میشوم.با این پس و پیشها خود را در نقطه ی مقهور ناامیدی میبینم.هر چه انرژی پیش...
-
شکست طلسم نشد ها _2_
جمعه 9 فروردینماه سال 1387 00:43
...... سکوتی مطلق حکم فرماست, سکوتی که لرزه بر اندام را در گوشها نجوا میکند.و بسان تیغ محنت , بیخ محبت را در هم کوبانیده. تا درختان از میوه ی عشق بارور نباشند. در حال دیدزدن حبس گاهی هستم, که صدای شیون و زاری محبوسان خراش بر دلها میزند. خراشی که زخمی لاعلاج بر قلبها حک کرده. و دل خون شدن ره آورد این محبس است. دربندان...
-
شکست طلسم نشدها _1_
سهشنبه 6 فروردینماه سال 1387 18:30
مدام گله از روزگار و تقدیر ورد زبانمان گشته بی خبر از اینکه زیر بنای زندگی را با سنگها و ملاتی آغشته از ندانم کاریها بنا نهاده ایم. و دیواری بلند از اغفال بالا کشیده ایم تا با اقبال هم خانه نباشیم.و اتاقهایی سرشار از ناکامی و نامرادی را نظاره گر باشیم. نوشیدن آب حسرت از دست رفته ها نه تنها رفع تشنگی ندارد بلکه عطشی لا...
-
لایه ای نازک اما پر محتوا بین عشق و دوست داشتن
دوشنبه 5 فروردینماه سال 1387 00:16
به نام خدای حقیقت که یک لحظه دوریش را قابل تحمل نمی بینم. حتی اگر خطوط زنگ زده ی ناامیدیها را زنده گرداند. آینده ای که از لای درزهای بودن و نبودن چشمک میزند, حاوی لبخندیست که گویای تبسمی سرشار از خوبیهاست.نه تبسمی که معنای نیشخندی تلخ و ابهام آمیز در خود داشته باشد.و احساساتی که پر از عشق و عشقی که سرشار از تعهدات سخت...
-
عشق در ادوار مردمانی عشق نشناس
یکشنبه 4 فروردینماه سال 1387 21:27
به هر سو که مینگرم نشانی از تلاطم شکستهاست. امواجی که سرشار از بایدها و نبایدهاست. چراغهائی که روشنگر شبهای ظلمت و تاریکی بودند, روزها نورافشانی دارند.تا قلبهای خسته ی ناامیدان در شبهای بس تاریک و مخوف در حزن و اندوهی غیر قابل تحمل به سر برند.کبوترانی که حامل پیغامهای محبت بودند, از وحشت ظلمت این شبهای بی پایان دگر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 فروردینماه سال 1387 00:28
به نام ان یگانه سپیدی که انور سپیدان عالم از بهر اوست.به نام ان یگانه دل ذره ی جوشان عشق که شکاف سینه ام را شکافت وقطره خونی از آن جاریساخت تا با آن بنویسم بی تو هرگز.به نام آن تک و تنها نسیمی که پروای از پرواز کبوتران خسته ی محبت را از هم گسیخت تا پرنده ی خوشبال عشقم در هوای تو به پرواز در آید.بی نام و نشان از آن...